الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
200
الغدير ( فارسي )
يادداشت كردهاند كه او نخستين مسلمان است و نخستين نمازگزار . از ابو سعيد خدرى آوردهاند كه بوبكر گفت آيا من سزاوارترين مردم به فرمانروائى نيستيم ؟ آيا من نخستين كسى نيستم كه اسلام آورد ؟ آيا من دارندهء چنان برترى نيستم ؟ آيا من دارندهء چنين برترى نيستم ؟ ( 1 ) و از ابو نضره آوردهاند كه چون مردم در گردن نهادن به فرمانروائى بوبكر كندى نمودند گفت : كيست كه براى اين كار سزاوارتر از من باشد ؟ آيا من نخستين كسى نيستم كه نماز گزارد ؟ آيا نيستم ؟ آيا نيستم ؟ آيا نيستم ؟ و كارهائى كه همراه با پيامبر - درود و آفرين خدا بر وى - به انجام رسانده بود يادآورى كرد ( 2 ) ما از برترىهاى پندارى وى يا آنچه را بر او بسته و خود در اينجا انداختهاند چيزى نمىدانيم زيرا مىشود - و چنين هم شده - كه او چيزى نگفته باشد و آنان گزارش را به اين رنگ در آوردهاند تا ديگران را به پندار افكنند كه وى در آن روز برترىهائى داشته كه جاى هيچ چون و چرا نبوده است ولى اكنون نگاهى مىاندازيم به تنها برترىاى كه خود در آنجا ياد كرده و آن اين است كه خليفه نخستين كسى است كه اسلام را پذيرفته يا نخستين كسى كه نماز گزارده ؛ با اين كه چنين نبوده و اين سخن ؛ با داورى بزرگترين پيامبران و گفتار روشن يارانش ناسازگار است و ما در جلد سوم ص 219 تا 243 از چاپ دوم به گستردگى در اين باره سخن رانديم و صد گفتار آشكار آورديم چه از پاكترين پيامبران و چه از فرمانرواى گروندگان - درودهاى خدا بر آن دو و خاندان آن دو - و چه
--> ( 1 ) ن - چنانچه در « كنز العمال ج 3 ص 125 » آمده اين گزارش را هم ترمذى آورده است و هم بزار و ابن حبان و ابو نعيم در « المعرفة شناسائى » و ابن مندة در « غرائب شعبه » و سعيد پسر منصور همچنين ابن اثير در « اسد الغابه شيران بيشه ج 3 ص 209 » و ابن كثير در « تاريخ » خود - ج 3 ص 27 - آن را ياد كردهاند . ( 2 ) ن - اين گزارش را ابن سعد در « الطبقات الكبرى » چاپ ليدن ج 3 ص 129 آورده و چنانچه در « كنز العمال ج 3 ص 126 » آمده خيثمهء طرابلسى نيز در « فضائل الصحابه برترىهاى ياران پيامبر » آن را بازگو كرده است .